آغاز فاز پایانی دیکتاتوری در ایران!
Monday, 03/03/2025, 20:51
آغاز فاز پایانی دیکتاتوری در ایران!
عبدالرحمن گورکی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی
در فاز پایانی دیکتاتوری حاکم بر ایران هستیم. در این فاز، بسیاری چیزها رخ خواهد داد که در گذشته ندیدهایم. زیرا یک «تحول بزرگ» در راه است که تحقق آن حتمی است. تحولی که نه تنها آرزوی مردم ایران، بلکه آرزوی مردم جهان است. در تاریخ برخی انقلابات، جهان تکانهایی خورد. از ویژگیهای این تحول بزرگ، تاثیرگذاری بینظیر آن در جامعه جهانی است!
تحول بزرگ، سرنگونی دیکتاتوری در ایران!
سوال مقدم و برتر در تحولات اخیر خاورمیانه این است که دیکتاتوری ایران، بر سر این دوراهی، کدام راه را میرود؟ تسلیم و مذاکرهجویی با غرب یا ایستادگی و استمرار خط ولایت فقیه؟
فارغ از اینکه رژیم ایران کدام گزینه را میرود، سرنگونی دیکتاتوری در ایران حتمی است و نزدیک است. زیرا گزینههای دیکتاتوری بین «بد» و «بدتر» است. مردم و مقاومت ایران به کمتر از پایان دیکتاتوری در کشورشان رضایت نخواهند داد. از آنجا که «شکنندگی» جزو گامهای پایانی دیکتاتوری در یک کشور است، بسیار طبیعی مینماید که دیکتاتوری ولایت فقیه هم گزینه «بد» را در پیش بگیرد که منظور همان مذاکرهجویی و تسلیم در برابر غرب است. اما طبق ضربالمثلهای مشابه در همه فرهنگها، «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت».
موقعیت لرزان دیکتاتوری در ایران!
آقای مسعود رجوی، رهبر مقاومت ایران در پیام اخیر خودشان، با اشاره به یک حکایت قدیمی، حال و وضع دیکتاتوری ولی فقیه را شرح دادند و گفتند «نگفتم سیاهدانه است».
«یکی باروت قاچاق میکرد. در دروازه شهر پاسبان او را گرفت و پرسید این چیست و به کجا میبری؟ گفت سیاهدانه است و به نانوایی میبرم! داروغه سر رسید و گفت باروت را زیر ریش دراز او بگیرند و آتش بزنند! دود و دم برخاست و ریش بسوخت! با این حال با صدای بلند گفت: نگفتم سیاهدانه است!».
اکنون که همه بر این حقیقت اتفاق نظر دارند که دیکتاتوری ولایت فقیه در ضعیفترین نقطه موجود خودش است، علی خامنهای، رژیمش را «مقتدر» میخواند که «مقتدرتر» هم خواهد شد! آقای رجوی در پیام خود گفتند: «موتور ژئوپلیتیک، که سالیان در مورد جنگ ضدمیهنی خمینی با شعار (فتح قدس از طریق کربلا) میگفتیم، با شدت و حدت به کار افتاده و دوران مماشات و استمالت رو به پایان است. سوریه و لبنان از دست رفته و زمین در عراق هم زیر پای ولایت فقیه میلرزد».
موقعیت حشد شعبی در عراق!
حال که زمین زیر پای ولی فقیه و رژیمش در ایران و منطقه به لرزه در آمده است و هر لحظه امکان دارد که این دیکتاتوری، به سرنوشت دیکتاتوری بشار اسد در سوریه گرفتار آید، خامنهای در دیدار با نخست وزیر دست نشاندهاش در عراق، در خصوص نیروهای نیابتیاش در عراق گفته است: «حشدالشعبی یکی از مؤلفههای مهم قدرت در عراق است که باید در جهت حفظ و تقویت بیش از پیش آن اهتمام داشت».
گفتههای خامنهای در حالیاست که مردم عراق از همان ابتدای پیدایش «حشد شعبی» میگفتند و بارها نیز تاکید نمودند که حشد شعبی خطرناکتر از «داعش» است. در این سالیان نیز، جز این نبوده و نیست که «حشد شعبی» متصل به سپاه پاسداران دیکتاتوری مذهبی است و علیه مردم عراق کار کرده است و به همین دلیل است که خواسته مردم و احزاب سیاسی این کشور، خلع سلاح و انحلال این نیرو بوده و اخیرا نیز، وزیر امور خارجه این کشور روی آن تاکید نموده است.
نگاهی به نیروهای نیابتی دیکتاتوری در منطقه خاورمیانه!
نیروهای نیابتی دیکتاتوری ولایت فقیه، به موازات ضعیفشدن دیکتاتوری و در هراس از عواقب وابستگی سیاسی، نظامی به دیکتاتوری مذهبی ایران، در حال ریزش و فاصلهگرفتن از دیکتاتوری ولایت فقیه هستند. اگرچه استخوانبندی اولیه این نیروها، اعضای نیروی قدس وابسته به نیروهای سپاه پاسداران بودهاند، اما در سالهای اخیر، رنگ و بوی «بومی» به خود گرفته و دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران در تلاش بوده وانمود کند که این نیروها مستقل و بومی هستند!
این نیروها، از نظر سیاسی، مالی، تسلیحاتی و لجستیکی وابسته به سپاه پاسداران دیکتاتوری ولایت فقیه بوده و هستند و مشابه «بسیج» در ایران هستند که زایده سپاه پاسداران در ایران است. برجستهترین این نیروها اکنون در فلسطین، یمن، لبنان، گسترش یافتهاند که با سقوط دیکتاتوری سوریه، ضربه اساسی خوردهاند.
هلاکت دو تن از قاتلان!
شتاب گرفتن تحولات، از ویژگیهای روند سرنگونی دیکتاتوری ولایت فقیه است. زیرا که مردم این کشور از وضعیت کنونی به ستوه آمده و بر آنند که «زمان» حاکمیت دیکتاتوری در کشور خود را هرچه کوتاهتر بکنند. فرزندان این مردم در صف مقدم این روند هستند. بنابراین طبیعی است که از این به بعد، شاهد تکرار این اقدامات انقلابی و خشمگینانه فرزندان مردم در جهت سرنگونی دیکتاتوری باشیم. هلاکت دو تن از دژخیمان دیکتاتوری حاکم در صبح روز شنبه ۲۹ دیماه 1403 در ساعت ۱۰:۴۵، که تحت عنوان « قضات دیوان عالی رژیم» به نامهای علی رازینی و محمد مقیسهای در خدمت به ولایت فقیه حاکم بودند، «آغاز» یک روند جدید در داخل ایران از جانب فرزندان رشید مردم ایران است.
نقشه مسیر عمومی!
خلع ید از رژیم دیکتاتوری ایران در خارج از مرزها، یک خواسته دیرینه مردم و مقاومت ایران بوده است و اکنون تا حد زیادی نیروهای نیابتی رژیم در خارج از مرزها مورد هدف قرار گرفتهاند و پیشبینی میشود که این روند افزایش یابد. اما فراموش نکنیم که «سر مار ولایت فقیه در تهران است» و نبرد اصلی در آنجاست.
در حال حاضر بر روی چند خط همسو، نبرد علیه دیکتاتوری ولایت فقیه در جریان است. بیتردید که نبرد مردم و مقاومت ایران برای سرنگونی دیکتاتوری در داخل ایران اصلیترین نبرد است. حملات به نیروهای نیابتی رژیم در خارج از مرزها ادامه دارد. با روی کار آمدن دونالد ترامپ به عنوان 47مین رئیس جمهور امریکا، «فشار حداکثری» علیه رژیم به جریان میافتد. ریزش نیروی دیکتاتوری در هر دو سوی مرزها رو به افزایش است. مردم و مقاومت ایران در داخل و خارج از ایران، بر فعالیتهای خود علیه دیکتاتوری افزودهاند. مردم و کانونهای شورشی مقاومت ایران در داخل ایران، اکنون بیش از هر زمان دیگری به اثبات رسانده که «جمهوری دمکراتیک» در ایران جایگزین دیکتاتوری مذهبی خواهد شد و این آلترناتیوی مردمی در دسترس عموم قرار گرفته است.
سخن آخر!
بنابراین مردم و مقاومت ایران حق دارند که از جامعه جهانی درخواست کنند که سپاه پاسداران را در لیست تروریستی نامگذاری بکنند و نیروهای نیابتی رژیم را خلع سلاح و بند «ماشه» در قطعنامه 2231 شورای امنیت ملل متحد را فعال نمایند. اینها مقدمات ضروری برای به رسمیت شناخت حق مقاومت برای مردم و مقاومت ایران علیه دیکتاتوری ولایت فقیه است. در این صورت است که ایران، آزاد، و در پرتوی آن، منطقه و جهان امنیت خود را باز خواهند یافت!
***
نووسەرەکان خۆیان بەرپرسیارێتی وتارەکانی خۆیان هەڵدەگرن، نەک کوردستانپۆست